تبليغاتX
امام ما
امام خمینی(ره): ما می‌خواهیم اسلام باشد
عمده مسئله این است که ما فهمیده باشیم در قلبمان که ما می‌خواهیم جمهوریمان اسلامی باشد. باید همان طوری که با زبان می‌گوییم، قلب ما معتقد شده باشد به اینکه ما می‌خواهیم اسلام باشد. «ما می‌خواهیم اسلام باشد» دیگر با تمام اعوجاجات باید مبارزه بکند انسان.
اول از خودش شروع کند، ببیند خودش چه اعوجاجاتی دارد. هر انسانی لا محاله (ناچار) در خودش نقصهایی می‌بیند. کم است کسی که نقص نبیند در خودش. و اگر کسی نقص در خودش نمی‌بیند، این خودش یک نقصی است که دارد.
انسان باید تربیت بشود، باید به تزکیه تربیت بشود. و انسان از خودش باید شروع بکند، از خانواده خودش باید شروع کند. و شما از خودتان، خانواده هایتان، خودتان همه شروع کنید تا به خارج برسد.



دانشجویان ما باید خودشان اول توجه بکنندکه رفتار خودشان، کردار خودشان، گفتار خودشان همه اینها منطبق با موازین اسلامی و اخلاقی باشد تا اینکه اگر مردم را دعوت کردید به اسلام، و باید هم دعوت بکنید، حرف شما مخالف با عمل شما نباشد.
خودتان یک وضعی نداشته باشید که وقتی بگویید، مسخره کنند که آقا خودش فلان است و ما را دعوت به چه می‌کند.
صحیفه امام، جلد ۱۳، صفحه‌ی 489
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 2:19  توسط رضا محمدی  | 

امام خمینی(ره): ملت مصر باید قیام کند


«این رئیس جمهور تحمیلی ثانی [حسنی مبارک‏] که خیال دارد در مصر مثل آن [انور سادات‏] حکومت کند، در بست خودش را در اختیار آمریکا گذاشته است؛ قبل از اینکه به ریاست برسد اعلام همبستگی خودش را با اسرائیل و آمریکا کرده است.
http://media.farsnews.net/Media/8511/ImageReports/8511110448/25_8511110448_L600.jpg
ندیده است که همان طوری که سلف طالحش به واسطه خشم ملت به جهنم واصل شد، همین عمل را با او هم خواهند کرد. ملت مصر باید این مطلب را بداند که اگر قیام کند بر خلاف این توطئه ها همان طوری که ایران قیام کرد- آن جا هم خواهد پیروز شد. ملت مصر از حکومت نظامی نترسد و به او اعتنا نکند و همان طور که ایران حکومت نظامی را شکست و به خیابان ها ریخت، آن ها هم بشکنند و به خیابان ها بریزند و این تفاله های آمریکا را بیرون بریزند. ملت مصر ننشینند تا این قدرت از بین رفته دوباره دست و پای خودش را جمع کند و نفوذ خودش را بر ملت تحمیل کند.

امروز روزی است که ملت مصر باید قیام کند. امروز روز ضعف دولت است و قدرت ملت. این تکلیفی است برای ملت مصر، برای علمایی که وابسته به حکومت نیستند. این تکلیفی است برای علما. علمای مصر به پا خیزند و برای خاطر خدا از اسلام دفاع کنند. امروز شما پیروزید. ملت مصر امروز قدرت دستش است. ارتش معلوم نیست با دولت باشد مگر آن هایی که جیره خوار آمریکا هستند. ارتش مصر توجه کند به اینکه اگر بخواهد پشتیبانی کند از این حکومتی که اعلام کرده است که من تابع آمریکا و اسرائیل هستم و من هر کس دم از اسلام بزند او را خفه می کنم [ننگ است و] این ننگ را ارتش مصر به خودش راه ندهد و مهلت ندهد تا بعد از این باز اسرائیل بیاید و به شما حکومت کند و اسرائیل و آمریکا مقدرات شما را در دست گیرند.»

صحیفه امام ج‏15 ص 285

+ نوشته شده در  شنبه نهم بهمن 1389ساعت 15:27  توسط رضا محمدی  | 

امام خمینی(ره): از ابتدا اصرار داشتم كه شرط «مرجعيت» لازم نيست

پاسخ امام راحل(ره) به نامه مجلس خبرگان رهبری را، نه در جایگاه پاسخ به اظهارات جناب علی‌محمد دستغیب، بلکه به جهت ایجاد انحراف و دروغ‌پردازی وی درباره نظر حضرت امام(ره) پیرامون «شرط مرجعيت در شرايط رهبرى نظام»، اینجا منتشر می‌کنم.
دستغیب گفته بود:
:: شخصی که مطابق قانون اساسی توسط مجلس خبرگان به رهبری انتخاب می شود، تنها وظیفه تنظیم روابط میان قوای سه گانه حکومتی و ممانعت از تضییع حق شهروندان توسط این قوا را دارد.
:: این شخص می شود ولی فقیه جهت اداره مملکت و هیچ حق دخالت در امور مردم، چه در حوزه دانشگاهی و چه در حوزه علمی و فرهنگی مردم را ندارد.
:: حذف شرط مرجعیت از شرایط رهبری که با موافقت آیت الله خمینی انجام گرفت، به معنای جدا کردن مقام رهبری از ولایت مطلقه فقیه بوده است که مرجعیت دینی از شرایط اصلی آن است.

و اما پاسخ حضرت امام خمینی(رحمة‌الله علیه) به نامه مجلس خبرگان و نظر صریح ایشان:

بسم اللَّه الرحمن الرحيم
حضرت حجت الاسلام والمسلمين جناب آقاى حاج شيخ على مشكينى- دامت افاضاته
پس از عرض سلام، خواسته بوديد نظرم را در مورد متمم قانون اساسى بيان كنم.

هر گونه آقايان صلاح دانستند عمل كنند. من دخالتى نمى‌كنم. فقط درمورد رهبرى، ما كه نمى‌توانيم نظام اسلامى‌مان را بدون سرپرست رها كنيم. بايد فردى را انتخاب كنيم كه از حيثيت اسلامى‌مان در جهان سياست و نيرنگ دفاع كند. من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم كه شرط «مرجعيت» لازم نيست. مجتهد عادل مورد تأييد خبرگان محترم سراسر كشور كفايت مى‌كند. اگر مردم به خبرگان رأى دادند تا مجتهد عادلى را براى رهبرى حكومتشان تعيين كنند، وقتى آنها هم فردى را تعيين كردند تا رهبرى را به عهده بگيرد، قهرى او مورد قبول مردم است. در اين صورت او ولىّ منتخب مردم مى‌شود و حكمش نافذ است. در اصل قانون اساسى من اين را مى‌گفتم، ولى دوستان در شرط «مرجعيت» پافشارى كردند، من هم قبول كردم. من در آن هنگام مى‌دانستم كه اين در آينده نه چندان دور قابل پياده شدن نيست. توفيق آقايان را از درگاه خداوند متعال خواستارم.
والسلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته
روح اللَّه الموسوى الخمينى

9ارديبهشت 1368
22 رمضان 1409
صحيفه امام، ج‏21، ص: 372
موضوع نامه: متمم قانون اساسى و عدم لزوم درج شرط مرجعيت در شرايط رهبرى نظام

در این باره بخوانید:
:: پیام همراهی مراجع تلقید و آیات عظام درپی آغاز دوران رهبری حضرت آيت‌الله سیدعلی خامنه‌ای


http://ourimam.persiangig.com/image/003.jpg
عکسِ کمتردیدشده‌ای از حضور امام خمینی(ره) در کوچه‌های شهر نجف اشرف.
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مهر 1389ساعت 18:31  توسط رضا محمدی  | 

اينهايى كه با حكومت فقيه مخالفند...

http://ourimam.persiangig.com/image/002.jpg
میرحسین موسوی گفته است:
«دائم از ما خواسته می‌شود که به طور کامل از کسی یا حرفی تبعیت کنیم در حالی که در اسلام هم‌چنین چیزی نداریم... خود امام بارها گفتند که حکومت فرد نداریم، حکومت فقیه نداریم... و فقط حکومت قانون داریم. قانون را هم در مفهوم محدود و مشروط کننده قدرت به کار می‌برد» +

سخنان صریح حضرت امام خمینی (ره) در مورد «حکومت فقیه»، پاسخی آشکار به مدعیان خط امام است:

«اينهايى كه با حكومت فقيه مخالفند... چون نمى‌شناسند اسلام را، احكام اسلام را هم نمى‌دانند، خيال مى‌كنند كه چنانچه حكومت فقيه باشد، حكومت ديكتاتورى است و اگر فقيه در كار نباشد، ديگر هر كه مى‌خواهد باشد. اگر شمر هم باشد اين آقايان اشكالى به آن ندارند.
اينكه در قانون اساسى هست، اين بعض شئون ولايت فقيه هست نه همه شئون ولايت فقيه. آن اوصافى كه در ولى است، در فقيه است كه به آن اوصاف خدا او را ولىّ امر قرار داده است و اسلام او را ولىّ امر قرار داده است.»(1)
اين توهم كه اختيارات حكومتى رسول اكرم (ص) بيشتر از حضرت امير (ع) بود، يا اختيارات حكومتى حضرت امير (ع) بيش از فقيه است، باطل و غلط است.
همان اختيارات و ولايتى كه حضرت رسول و ديگر ائمه، صلوات اللَّه عليهم، در تدارك و بسيج سپاه، تعيين ولات و استانداران، گرفتن ماليات و صرف آن در مصالح مسلمانان داشتند، خداوند همان اختيارات را براى حكومت فعلى قرار داده است.(2)

و پاسخِ اینکه از قول حضرت امام(ره) گفته شده است که «فقط حکومت قانون داریم»؛ آن­ هم قانونی محدود کننده قدرت. حتما این بیانات امام را ندیده و نخوانده‌اند که:

«قانونگذارى به تنهايى سعادت بشر را تأمين نمى‌كند. پس از تشريع قانون بايستى قوه مجريه‌اى به وجود آيد. اسلام همان طور كه قانونگذارى كرده، قوه مجريه هم قرار داده است. «ولىّ امر» متصدى قوه مجريه هم هست.»(3)
«ما معتقد به «ولايت» هستيم؛ و معتقديم پيغمبر اكرم (ص) بايد خليفه تعيين كند و تعيين هم كرده است. اينكه عقلًا لازم است خليفه تعيين كند، براى حكومت است.
قانون مجرى لازم دارد، «ولىِّ امر» متصدى قوه مجريه قوانين هم هست(4)

رحمت خدا بر آن بت شکن دوران و فرزند خلف ابراهیم خلیل‌الله که نگاهش حصار زمان و مکان را درهم شکسته بود و یقین، این روزها را دیده بود که فرمود:

«اكنون كه من حاضرم، بعض نسبتهاى بى‌واقعيت به من داده مى‌شود و ممكن است پس از من در حجم آن افزوده شود؛ لهذا عرض مى‌كنم آنچه به من نسبت داده شده يا مى‌شود مورد تصديق نيست، مگر آنكه صداى من يا خط و امضاى من باشد، با تصديق كارشناسان؛ يا در سيماى جمهورى اسلامى چيزى گفته باشم.»(5)

1) صحيفه امام، ج‌11، ص: 464
2) ولايت فقيه، متن، ص: 51
3) کتاب ولايت فقيه، متن، ص: 26- 25 
4) ولايت فقيه، متن، ص: 2221-
5) وصيتنامه، متن، ص: 93
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مرداد 1389ساعت 17:29  توسط رضا محمدی  | 

تکذیب ولایت فقیه، تکذیب ائمه است

http://ourimam.persiangig.com/image/001.jpg

هفته پیش، فتوایی از رهبر انقلاب در مورد التزام عملی به ولایت فقیه منتشر شد و پس از آن، جنجال آن‌هایی که نه ولایت فقیه را می‌شناسند و نه به آن پای‌بند هستند... بیشتر هیاهو هم بر سر این بود که «ولی‌فقیه، همان ولایت رسول الله» است.
این موضوع بهانه‌ای شد تا قرارمان را در این وبلاگ معرفی کنیم و برای اولین پست، به نظر امام راحل نگاه کنیم در مورد «ولایت فقیه» که هم‌اوست «شاخص» ما، و نوشتیم که «لقد کان لکم فی رسول‌الله اسوة حسنه».
از این پس در این وبلاگ، در حد وسع و وقت‌مان، نگاه می‌کنیم به نظرات حضرت امام خمینی (ره) در موضوعاتی که «امروز» بین ما اتفاق افتاده و سخنان ایشان در ایام حیات پربرکتشان؛ که اکنون باید نقش شاخص را برای ما داشته باشد:

نگوييد ما ولايت فقيه را قبول داريم، لكن با ولايت فقيه اسلام تباه مى‌شود! اين معنايش تكذيب ائمه است؛ تكذيب اسلام است و شما مْن حَيثُ لَا يَشْعُر اين حرف را مى‌زنيد. بياييد دنبال ملت كه همه با هم به جمهورى اسلامى رأى داده‌اند و در مقابل آنها يك عده، يك عده بسيار معدود، يك از صد، يك و نيم از صد، با اينكه همه قواى خودشان را جمع كردند رأى خلاف دادند. شما تبعيت بكنيد از اكثريت قريب به اتفاق ملت، تبعيت بكنيد از اسلام، تبعيت بكنيد از قرآن كريم، تبعيت بكنيد از پيغمبر اسلام، مخالفت نكنيد اين قدر...
خودتان را پيش ملت مفتضح نكنيد. بايد از شما كار صحيح انجام بگيرد؛ وقتى ملت شما را بر خلاف مسير خود دانست طرد مى‌كند. آگاهانه عمل كنيد، آگاهانه حرف بزنيد.
صحيفه امام، ج‌10، ص: 69

قضيه ولايت فقيه يك چيزى نيست كه مجلس خبرگان ايجاد كرده باشد. ولايت فقيه يك چيزى است كه خداى تبارك و تعالى درست كرده است. همان ولايت رسول اللَّه هست. و اينها از ولايت رسول اللَّه هم مى‌ترسند! شما بدانيد كه اگر امام زمان -سلام اللَّه عليه- حالا بيايد، باز اين قلمها مخالف‌اند با او. و آنها هم بدانند كه قلمهاى آنها نمى‌تواند مسير ملت ما را منحرف كند. آنها بايد بفهمند اينكه ملت ما بيدار شده است، و مسائلى كه شما طرح مى‌كنيد ملت مى‌فهمد، متوجه مى‌شود، دست و پا نزنيد! خودتان را به ملت ملحق كنيد. بياييد در آغوش ملت...
و شما مضرتر هستيد از رضا شاه و محمد رضا براى اسلام، براى اينكه آنها معلوم بود مخالف هستند و مردم مى‌شناختند آنها را، مخالفت مى‌كردند با آنها، مقاومت مى‌كردند؛ شما در پوشش اسلام، در پوشش طرفدارى از خلق مسلمان، بر خلاف اسلام داريد عمل مى‌كنيد.
صحيفه امام، ج‌10، ص: 309
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مرداد 1389ساعت 21:5  توسط رضا محمدی  |